ترکها خرن؟ میگه صحبتی شده
ولی ما قبول نکردیم..!
یه چوپان میره خواستگاری ازش
میپرسند چکاره ای ؟ برای اینکه
دختره را بهش بدند میگه مهندس
دام پیوتر . گرایش پشم افزار
یارو داشته غرق میشده دادمیزده
کمک ترکه ازاونجارد می شده میگه
چرا دادمیزنی؟ یارو میگه
شنا بلد نیستم ترکه میگه
حالا من تنیس بلد نیستم باید داد بزنم
ترکه تودستشوئی بهش خبر میدن
آب داره قطع میشه هول میشه اول
کونشو میشوره بعد میرینه
ترکه از پارتی برگشته بود
دوستش میگه: دختر ها خیلی از من
خوششون اومده بود اسم یه گل
روی من گذاشته بودن ـ همش
میگفتند : امون اسگل باید برقصه
منتظرم
تنها با یک خط معمای زیر را حل کنید.
که این ور تساوی با اون ور تساوی برابر
شود.
a 5+5+5 =550
یک راهنمایی فقط با اعداد انگلیسی حل می شود
جواب را به صورت خصوصی بنویسید.
که مرا چه به عروسی رفتن... کار من بار کشیدن بود و هیزم چست
هرکسی این را نفهمد او خر است
از الاغان جهان هر یک غمی دارد
یکی بار زیاد و دگر بار کمی دارد
بس نیست ای یاران
بیا انسان شویم
از دنیای پر حیوان...
به ترکه گفتند...شما به خر می گویید داداش!
گفت اره داداش!!!
دیگه تموم شد! دیگه کم کم داریم با ماه مهمانی خدا خداحافظی می کنیم...چقدر زود گذشت...انگار همین دیروز بود که رفته بودیم پیشواز...دیگه تموم شد...دیگه اون دعاهای سحر و ربناهای افطار تموم شد...دیگه اون قرآن به سر گرفتنای شب قدر تموم شد...الغوث..الغوث..خلصنا من النار یا رب! دیگه تموم شد اون ماهی که همه سر سفره معبودمون نشستیم...و الان لحظه ایه که داریم با رمضان وداع می کنیم! خدایا! میدونم این رمضان هم گذشت و من هنوز آدم نشدم! میدونم خدایا اونطور که تو می خواستی نبودم...میدونم اونطور که باید قرآن به سر نگرفتم!میدونم که تو رسم مهمون نوازی رو ادا کردی اما من.... ولی خدایا بدون که....."انا عبدک الضعیف"...."و هل یرحم الضعیف الا القوی؟" خدایا کیه که جز تو به من ضعیف رحم کنه؟ خدایا به برکت این ماه که خودت مارو دعوت کردی آثار گناه رو از قلب و روحمون پاک کن...نزار این ماه پر برکت تموم بشه و ما همچنان تو طریق گمراهی و ظلالتمون باقی بمونیم! معلوم نیست رمضان دیگه باشم یا نه...خدایا...
تو سایت استادمون آقای شهاب مرادی دیدم که نوشته بودن :امام صادق علیه السلام این دعا را برای شب های آخر ماه رمضان سفارش فرمودند:
"
اَعوذ بجلالِ وجهک الکريم اَن يَنقضي عني شهرُ رمضانَ او يَطلعُ الفجرُ من ليلتي هذه و لکَ قبلي تبعةٌ او ذنبٌ تُعذُّبني عليه "[خدایا] به جلال و جمال کريمت پناه ميآورم، از اينکه سپري شود ماه رمضان از من، يا صبح امشب بدمد، در حالي که هنوز از من گناه يا بدي و بدهکاری مانده باشد که به خاطر آن عذابم کني!
پیوست۱- نمیدونم چرا ولی وداع با رمضان منو نا خود آگاه یاد وداع با مدینه میندازه! شاید از این جهت که داریم از یه منبع خیر و برکت دور میشیم! هنوز صدای مدینه تو گوشمه!
پیوست۲- چقدر این روزا از استاد مرادی میشنوم که میگن مواظب قلبتون باشید...مواظب آثار گناه رو قلبتون باشید...مواظب قساوت قلب باشید...نزارید قلبتون سخت بشه...
پیوست۳- تو این روزای آخر رمضون چقدر ورودی های سایتم از سرچ فواید روزه و فضیلت رمضان بوده. بالغ بر ۵۰ مورد!!! خوشحالم!
پیوست۴- امسال رمضون خدا توفیق داد یه دور ختم قرآن کردیم...خدایا به حق این روزای آخر روح و جانمون رو قرآنی کن! و تو تمام سال ما رو با قرآن عجین کن!
پیوست۵- این روزا و شب ها دیگه آخرین دعاها...نیایش ها...سوره ها خونده میشه و آخرین اشکها ریخته میشه...این روزا روزای آخریه که درهای رحمت و بخشش خدا بازه...خداحافظ..خداحافظ رمضان...خداحافظ ماه توبه...خداحافظ جوشن کبیر...خداحافظ ابوحمزه...خداحافظ خلوت شبهای احیا...خداحافظ ماه عاشقی با خدا...خداحافظ...!
پیوست۶- تا یادم نرفته:
عیدتون مبارک!
ما رو هم سر صبحونه صبح عید فراموش نکنید!! (خدا کنه شنبه باشه!!![]()
)
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
بحر آفرید و بر و درختان و آدمی خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد
توحید گوی او نه بنی آدم اندوبس هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد
بخشندگی و سابقهی لطف و رحمتش ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد
پرهیز گار باش که دادار آسمان فردوس جای مردم پرهیزگار کرد
هر کاو عمل نکرد و عنایت امیر داشت دانه نکشت ابله و دخل انتظار کرد
نا برده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان بر ادر که کار کرد
بعد از خدای هسر چه پرستند هیچ نیست بی دولت آن که برهمه هیچ اختیار کرد
ادامه مطلب
تغییری شویم که در دنیا جستجویش می کنیم .
مهاتی گاندی
| مهمانی خداموضوع:مذهبی |
|
من پر از شعرم گاهی اوقات مثل باران خیس می کنم احساس دیگران را واژه واژه می چکم از بام خانه تو را بیدار می کنم از پشیمانی با زمزمه ی یک دعا اینجا خداست با تو تنها چایی بنوش شیرین حرفی بزن نازک مثل حریر نسیم تک می زند پنجره باز می شود این خداست جاری لبخندی بزن سکوت را بشکن خدا به مهمانی تو آ مده بال بزن پروانه ای دشت سبز سبز در انتظار توست |
تو نقاش جان آفرینی
تو ابری که بر پهنه ی آسمان می نشینی
تو باران روزی و رنگی
تو عروس قله های بیرنگی
تو رقص خیال انگیز فواره های رنگارنگی
در شب های طویل بیرنگی
تو آبشار نغمه های آهنگی
تو دریای وحدت
تو آرامش جان
تو پاک و غزلخوان
تو نور امیدی
اگر تو نبودی
کجا کسی میبود
عشق پیر شدنی نیست
عشق ارتباطی به سن ندارد . مردم به صرف از سرگذراندن سالها پیر نمی شوند . نوعی بینش بر این دلالت دارد که پیر شدن به عملکرد ذهن مربوط است . ما هنگامی پیر می شویم که حس بذله گویی را از دست بدهیم . ما ، همین که آرزوها ، وقار ، امید و ایمانمان را نسبت به وقوع معجزه از دست بدهیم پیر شده ایم . پیری هنگامی فرا می رسد که ما دیگر از بازی زندگی لذت نمی بریم ؛ وقتی که چیزهای نو و رؤیاها دیگر ما را به هیجان نمی آورد . تا زمانی که ما جهان را غنی می بینیم ، خنده را در صدای عشق می شنویم و به خودمان ایمان داریم ، پیری رویدادی ناچیز است . عشق سرچشمه همیشه جویای جوانی است . تا زمانی که دوست بداریم جوان می مانیم و مرگ آخرین مرحله رشد زندگییمان خواهد بود . خوب است به خاطر داشته باشیم ما میهمانان فانی کره زمین هستیم و نبایستی کمتر از یک قرن زندگی کنیم . این مدت برای اینکه بدانیم همه چیز به عشق منتهی می شود کافی است .
" امیدوارم تمام روزهای عمرتان را زندگی کنید . "
جاناتان سویفت
باور نکن تنهاییات را
باور نکن تنهاییات را
من در تو پنهانم تو در من
از من به من نزدیکتر تو
از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییات را
تا یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچه عشق
![]()
باور بکنید ، اینجا ذهن شما خوانده می شود !!!
۱ - يک عدد بین 10 تا 99 انتخاب کنید
۲ - دو رقم عدد را با هم جمع نماييد
۳ - عدد جديد را از عدد قديم کم کنيد
۴ - شکلک مقابل عدد حاصل را به ذهن بسپاريد ( مهم )
۵ - بر روی گوی آبی رنگ کليک نماييد
۶ - برای شروع اینجا کلیک کنید
۷ - چه شکلکی برايتان نمايش داده شد؟؟
و شما در این مورد چی فکر می کنید ؟؟؟ ( مهم )
لطفاً نظر بدید
جـان پرکشـید و جای وجودم نمـانده اسـت نیمی هـم از هر آنچه که بودم نمانده اسـت
مـن نـیز خسـته از قفس خـاطـرات خویـش حـرفـی بـرای بـود و نـبـودم نـمـانـده اسـت
گفتم که هسـت و نیـست به یکسو نهـاده ام گفـتـم ؛ مجـال گفـت و شـنودم نمانده اسـت
سیمرغ دل ، به قاف حقیقت ، غنود و رفت راهــی دگــربــرای فـــرودم نـمـانــده اسـت
یکی گفته بود : پسر م شعری گفته است بهتر از شعر سعدی
گفتند : چه گفته است پسرت ؟
جواب داد : پسرم گفته است : سروقدی میان انجمنی به که هشتاد سرو در چمنی
گفتند : مگر سعدی چه گفته است ؟
گفت : سعدی گفته : سرو قدی میان انجمنی به که هفتاد سرو در چمنی
گفتند : و فرض که آقا زاده به شعر سعدی ناخنک هم نزده باشد ، بفرمائید کجای شعر ایشان بر شعر سعدی رجحان دارد ؟
پدر مهربان با دلخوری گفت : آخر من به شما ها که رجحان هشتاد بر هفتاد را درک نمی کنید ، چه بگویم ؟ !
نتیجه ادبی کاملا خارج از موضوع :
راستی که سعدی چه خوب گفته است که : همه را عقل به کمال نماید و فرزند را به جمال !
حکایت اول:
زمستانی سخت بود وسرمایی استخوان سوز، از قضا چلچله ای از همگنان وامانده و سر مازده نفس به شمارش افتاده به گوشه ای خزیده بود ودیر نبود که ریق رحمت را بلا اتصال سرکشد. ماده گاوی بر او گذر کرد وچون حال زاراو بدید، اندیشه ای کرد وهر آنچه ازچرای آنروز ونشخوار دیروز فضله در اشکمبه ی نازنین داشت به چشم به هم زدنی برسر آن تیره بخت خالی کرد .ساعتی بگذشت تدبیر ماده گاو کارگر اوفتاد. چلچله توان ایستادن یافت و چشم بگشود القصه چنان که دانی لذت گرمای میان برف را چلچله از خودبیخود شده لای لای آواز سرداد، از شادمانی آن حال نکو. شغالی ناکام از شکار بازگشته، از آن حوالی میگذشت چون آن نغمه ها بشنید وچشمش به آن لعل میان انبوه پهن افتاد به خود نهیب زد که ای دل غافل شغال غور خور دوره ی علف خواریت به سر آمده ،شتاب کن که امروز عید است و هفت سین مهیا.چلچله را از میان پهن بیرون کشید به آب ذلال غسلش داد وبه آفتاب زمستان خشکش کرد و به دندان برنده ....
این حکایت با تو گفتم که بدانی نفس عمل مقدم است بر شکلش هر آنکه به تو میریند قصد و منظور بدی ندارد وهر آنکه تو را ادکلن زده وآراسته میکند حتما وقطعا نیت خوبی ندارد
| نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟ گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟ گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟ گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟ گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟ گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟ گفتا : شدست منشي در دفتر اداره گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟ گفتا : شدست منشي در دفتر اداره گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟ گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟ گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟ گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟ گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي |
شعر
از آبتین، دانشنامهٔ آزاد.
شعر یکی از کهن ترین گونههای ادبی و شاخهای از هنر میباشد. شعر یک گونه ادبی است که در آن از زیباییهای سطح و فرم زبان، بیان هنری احساسات و تکنیکهای خاص بهره گرفته میشود. آثار ادبی را به دو دسته اصلی نثر و شعر تقسیم میکنند که معمولا از جهت خوانش، زبان و تکنیکها توسط مخاطب قابل بازشناسی هستند.
در زبان فارسی شعر به دو نوع اصلی طبقه بندی میشود: شعر کلاسیک (یا کهن) و شعر نو.
فهرست مندرجات[مخفی شود] |
شعر کلاسیک فارسی
شعر کلاسیک یا کهن فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. این گونه شعر کاملا موزون بوده و وزن آن بر پایه ساختاری است که عروض نام دارد. ساختار اوزان عروضی برپایهٔ طول هجاهاست.
تاریخچهٔ شعر کلاسیک فارسی
نخستین نمونههای به دست آمده از شعر در ایران، پیشینهشان به روزگار زرتشت پیامبر و سرودههایش در گاهان میرسد. این سرودهها به گویش گاهانی از زبان اوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومههایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونههایی از شعر (ترانههای خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شدهاست. سرودهها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند.
نخستین شاعران فارسیسرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونههایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص میکند که در زمان سرودهشدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافتهبود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونهای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) میآوریم. این قطعه شعری نگاشتهشده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
| فُرخته باذا روش | خُنیده کرشسپِ هوش | |
| همی برست از جوش | اَنوش کن میانوش | |
| دوست بَذآگوش | بَذآفرین نهاده گوش | |
| همیشه نیکی کوش | که دی گذشت و دوش | |
| شاها خدایگانا | بآفرین شاهی |
محمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است.
مرحله بعدی شکلگیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانینژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگترین حماسهسرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد.
با روی کار آمدن غزنویان ترکنژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم.
از روزگار غزنوی به بعد بویژه از آغاز پادشاهی سلجوقیان اندک اندک جنبش سرایش شعر به زبان فارسی دری به نواحی مرکزی ایران و حتی نواحی غربی (چون آذربایجان) کشیده شد و شعر و زبان آن تحت تأثیر گویش محلی گویندگان این خطه قرار گرفت. در این عهد شاعران بزرگی چون ناصر خسرو بلخی، قطران تبریزی، فخرالدین اسعد گرگانی و اسدی طوسی پدیدار شدند.
در سده ششم هجری شاهد پیدایش سرایندگان بزرگی چون عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی، انوری ابیوردی، ظهیر فاریابی و دهها شاعر بزرگ دیگر هستیم.
سده هفتم هجری اوج شعر فارسی محسوب میشود[نیاز به ذکر منبع] و در آن دو شاعر بزرگ سعدی شیرازی و مولانا جلالالدین بلخی رومی آسمان شعر فارسی را روشن کردند. پس از این دو بزرگوار، شعر فارسی در سراشیب و فرود افتاد و اگر چه در سده هشتم هجری با ظهور شعرایی چون عبید زاکانی و حافظ شیرازی اعتلا یافت.
بعداز حافظ که پایان بخش سبک عراقی است. سبک هندی پیدا شد که شاعران بزرگی چون صایب تبریزی دارد و بیدل دهلوی (که در افغانستان و تاجیکستان جایگاه بالایی دارد) داشت.
در دوران مشروطه که اواخر دوران شعر کهن فارسی بود، شاعران نقش مهمی درانقلاب مشروطه داشتند. ازخون جوانان وطن لاله دمیدهاست شعر معروف عارف قزوینی است. میرزاده عشقی را سر میبرند و با ظهور نیما یوشیج دوره شعر کهن سر میآید.
انواع شعر کلاسیک فارسی
سبکهای شعر کلاسیک فارسی
گونهها و جریانها در شعر کلاسیک فارسی
شعر نو فارسی
شعر نو فارسی با وانهادن قالبهای شعر کلاسیک در قرن ۱۴ هجری بوجود آمد. این گونه از شعر فارسی آزادی بسیاری را در فرم و محتوا به شاعر میدهد. نیما یوشیج را پدید آورنده این نوع شعر در ادبیات فارسی میدانند. شعر نو به لحاظ محتوا و جریانهای اصلی ادبی حاکم بر آن کاملا با شعر کلاسیک فارسی متفاوت است و به لحاظ فرم و تکنیک ممکن است همانند شعر کلاسیک موزون باشد یا نباشد یا وزن آن عروضی کامل باشد یا ناقص، استفاده از قافیه در شعر نو آزاد است. معمولاً شعر نو فارسی را به سه دسته اصلی تقسیم میکنند: شعر نیمایی و شعر سپید و موج نو.
تاریخچهٔ شعر نو فارسی
جریانهای شعر نو فارسی
شعر جهان
گونههای معروف شعر جهان
جریانهای مهم شعر جهان
جستارهای وابسته
ستارهشناسی در ایران
از آبتین .دانشنامهٔ آزاد.
دوران پیش از اسلام
[[مدیا:مدیا:مثال.ogg]] سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است.
زیجهای بسیاری در دوران اسلامی نوشته شدهاند که واپسین آنها در سده ۱۸ میلادی و در هند تهیه شده است.
ستارهشناسی در دوران معاصر
در دوران معاصر آشنایی ایرانیان با اخترشناسی با برگردان مقالات بیگانه در نشریات همگانی آغاز شد- سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰-.
آغاز انتشار مجله فضا در دوران فتح ماه رویداد دیگری است که به آشنایی ایرانیان با اخترشناسی نوین کمک کرد. انتشار این گاهنامه که به برپایی کانونی موسوم به "کانون فضایی ایران" هم انجامید تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت.
گاهنامه «مرزهای بی کران فضا» نیز در میان نشریات پارسی زبان تخصصی پس از انقلاب از معدود نشریاتی بود که به زمینه فضا میپرداخت. مصاحبههای اختصاصی با فضانوردان، ارتباط با مراکز فضایی، گرفتن مطالب اختصاصی (همانند داستانهای یوری گلازکف یا زندگی نامه آندریان نیکلایف به قلم خودش) و بسیاری دیگر از مطالب نو و ابتکاری دیگر، با پافشاری بر توانمندیهای فضایی شورویها،از ویژگیهای شاخص مرزهای بی کران فضا، در دوران انتشار بود. از دیگر اقدامات جنبی این گاهنامه، برگزاری نمایشگاههای فضایی- ستارهشناسیی به مناسبتهای گوناگون، نشستهای به سامان همراه با نمایش فیلم و سخنرانی و همچنین راه اندازی بازار فضایی، برای ایجاد ارتباط بیشتر با مخاطبان خود بود. به فراخور سی امین سالگرد پرواز گاگارین نمایشگاه عکسی روبه روی سینما آزادی برگزار کرد که بدست شادروان دکتر حسابی گشایش شد. این گاهنامه بخشهایی از صفحات خود را به اخترشناسی اختصاص داده بود که کسانی همچون توفیق حیدرزاده و بهرام عفراوی در آن مطلب داشتند و عناوینی همچون «آسمان شب» به خوانندگان اجازه میداد تا چگونگی ستارگان را به گونه مرتب دنبال کنند.
گاهنامه دانشمند نیز در برگردان مقالات ستارهشناسیی پیشینه طولانی دارد. پس از انقلاب تا پیدایش دوباره دنباله دار هالی فعالیت چشمگیری در نشریات ایرانی به چشم نمیخورد؛ جز چاپ دو کتاب "شناخت مقدماتی ستارگان" و "ستارهشناسی به زبان ساده" (هر دو از انتشارات گیتا شناسی) که فعالیتهای فردی و کارساز کسان دوستدار بودند.
با پیدایش دنباله دار هالی در نشریات و به ویژه در گاهنامه دانشمند به اخبار پیوسته بااین امر پرداخته میشد. تلاشهای مهندس احمد دالکی از استادان دانشگاه شهید بهشتی در آن زمان برای آشنایی همگانی با اخترشناسی چشمگیر است.
پس از افول دنباله دار هالی انتشار مقالات ستارهشناسیی در گاهنامه دانشمند ادامه پیدا کرد که بیشتر این مقالات گزینش و برگردان آقای توفیق حیدرزاده بود که پیش از این نیز کتاب "شناخت مقدماتی ستارگان" را برگردان و منتشر کرده بود. راه اندازی بخش "آسمان در این ماه" بدست وی که به بررسی رویدادهای رصدی آسمان هر ماه میپرداخت کارایی فراوانی در آشنایی خوانندگان با ستارهشناسی رصدی داشت. مرکز رصد خانه زعفزانیه نیز از سال ۱۳۶۷ با کوشش آقای مهندس دالکی آغاز به کار کرد و پس از او مهندس حسین رضایی این مرکز را به پیش برد و سپس محمد رضا نوروزی (او پیشتر از دانش آموختگان همین مرکز بوده) سرپرستی این مرکز را بر دوش گرفت. اکنون بانو فریبا یزدانی سرپرست این مرکز است. رصد خانه زعفرانیه در اخترشناسی آماتوری ایران بسیار کارساز بوده است و بسیاری از نخستینها در اخترشناسی آماتوری ایران وهمینطور بسیاری از کسان و گروههای آماتوری در ایران از این مرکز سرمشق گرفته اند.
در سال ۱۳۷۰ توفیق حیدرزاده مجله نجوم را منتشر کرد که انتشار آن سرآغازی بر آشنایی جدی خوانندگان پارسی زبان با اخترشناسی شد. هم اکنون، پس از ۱۵ سال، نجوم تنها نشریه همگانی اخترشناسی است که در خاورمیانه منتشر میشود [نیاز به ذکر منبع]. امروزه ماهنامه نجوم به سردبیری بابک امین تفرشی، فعالیتهای خود را در زمینههای گوناگون گسترش اخترشناسی در میان مردم گسترش داده است؛ از آن میان: برگزاری کلاسهای آموزش اخترشناسی برای مقاطع سنی گوناگون، برگزاری سمینارهای ماهانه درباره موضوعات روز اخترشناسی برای عموم، برگزاری سلسله نشستهای نمایش و نقد علمی فیلمهای علمی-تخیلی به نام "سینما-فضا" و کمک به انجمن نجوم ایران در برگزاری باشگاه ماهانه نجوم تهران در چهارشنبه پایانی هر ماه در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه امیرکبیر است.
همچنین امروز گروههای اخترشناسی آماتوری فراوانی در سطح ایران پرکار هستند که میتوان به گروه روجا و ادیب اصفهان و انجمن ستاره شناسی اهوازو مركزنجوم آستان حضرت عبدالعظيماشاره کرد.
